22 سپتامبر 2026- محققان در مطالعۀ جدیدی که در The American Journal of Clinical Nutrition منتشر شده است، رابطهٔ میان کیفیت رژیمهای گیاهی، سلامت قلبیـمتابولیک، نمایههای متابولیکی و هزینهٔ رژیم غذایی را در کودکان بررسی کرده است.
بیماریهای قلبیـمتابولیک و نقش رژیمهای گیاهی در سلامت کودکان
بیماریهای قلبیـمتابولیک، از جمله بیماریهای قلبیعروقی، دیابت نوع ۲، پرفشاری خون و اختلال چربیهای خون، عوامل خطری مانند چاقی، مقاومت به انسولین و التهاب مزمن دارند. این بیماریها در مجموع بار چشمگیری از بیماری و مرگومیر در سراسر جهان ایجاد میکنند. ژنتیک در بروز آنها نقش دارد، اما رژیم غذایی یکی از عوامل مهمی است که میتوان آن را تغییر داد و بر این بیماریها اثر میگذارد.
رژیمهای غذایی گیاهمحور، مانند الگوهای گیاهخواری، وگان و فلکسیتارین(flexitarian)[1]، بر غذاهای گیاهیِ سرشار از مواد مغذی تأکید دارند و مصرف محصولات حیوانی را محدود میکنند یا کنار میگذارند. در بزرگسالان، پیروی از رژیمهای گیاهمحورِ سالم و انعطافپذیر با کاهش خطر قلبیـمتابولیک ارتباط دارد؛ در حالی که رژیمهای گیاهمحور ناسالم، که در آنها غلات تصفیهشده و شیرینیها زیاد است، با خطر بیشتری همراه هستند.
عوامل خطر قلبیـمتابولیک و عادتهای غذایی که در دوران کودکی شکل میگیرند، اغلب تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنند؛ ازاینرو مداخلهٔ زودهنگام در رژیم غذایی اهمیت دارد. بیشتر پژوهشهای کودکان بر رژیمهای گیاهمحورِ سختگیرانه تمرکز کردهاند. این رژیمها ممکن است ترکیب بدن و نمایهٔ چربیهای خون را بهبود دهند، اما خطر کمبود مواد مغذی را نیز افزایش دهند. شواهد دربارهٔ اثر گذار تدریجی و انعطافپذیر کودکان بهسوی الگوی غذایی گیاهمحور همچنان محدود است.
پژوهشهای پیشین، رژیمهای گیاهمحورِ سالم و انعطافپذیر را با وضعیت بهتر دریافت مواد مغذی و ترکیب بدن در کودکان و نوجوانان مرتبط دانستهاند؛ اما ارتباط آنها با دیگر نشانگرهای قلبیـمتابولیک، مانند فشارخون، انسولین و چربیهای خون، روشن نیست. هزینهٔ واقعی و مقرونبهصرفهبودن رژیمهای گیاهمحور سالم برای کودکان، بهویژه در گروههای اجتماعیـاقتصادی گوناگون، بهاندازهٔ کافی ارزیابی نشده است.
بررسی رابطهٔ انواع رژیمهای گیاهمحور با پیامدهای قلبیـمتابولیک
این پژوهش بخشی از مطالعهٔ Generation Rاست؛ یک مطالعهٔ همگروهی بزرگ و جمعیتمحور در شهر روتردام هلند که ۹٬۷۷۸ زن باردار را در فاصلهٔ سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ دربرگرفت. در ۸سالگی کودکان، برای والدینِ ۷۶۶۰ کودک پرسشنامهٔ بسامد مصرف غذا فرستاده شد؛ ۴۷۸۵ نفر پاسخ دادند و اطلاعات غذاییِ ۴۷۳۱ نفر معتبر بود. از این تعداد، ۳۹۹۰ کودک در ۱۰سالگی دستکم یک پیامد قلبیـمتابولیک داشتند و در تحلیلها وارد شدند.
دریافت غذایی کودکان در ۸سالگی با پرسشنامهٔ بسامد مصرف غذای اعتبارسنجیشدهای ارزیابی شد که بسامد و مقدار مصرف ۷۱ نوع غذا را طی چهار هفتهٔ گذشته میسنجید و ۲۷ پرسش تکمیلی نیز داشت. سه شاخص رژیم گیاهمحور ساخته شد: شاخص کلی رژیم گیاهمحور (PDI)، شاخص رژیم گیاهمحور سالم (hPDI) و شاخص رژیم گیاهمحور ناسالم (uPDI). این شاخصها برای کودکان هلندی متناسبسازی شده بودند.
غذاها در سه گروه قرار گرفتند: غذاهای گیاهی سالم، غذاهای گیاهی ناسالم و غذاهای حیوانی. شاخصها میزان نسبی مصرف این گروههای غذایی را میسنجیدند و نشان نمیدادند که کودکان گیاهخوار، وگان یا فلکسیتارین بودهاند. در ۱۰سالگی، اندازه گیریهای تنسنجی، فشارخون و نشانگرهای خونی کودکان انجام شد. از زیرگروهی شامل ۴۰۲ کودک نیز آزمایش متابولومیکِ هدفمند انجام گرفت که پس از کنترل کیفیت، ۱۸۱ سنجهٔ استانداردشدهٔ متابولیت به دست داد.
هزینهٔ رژیم غذایی با تطبیق دادههای پرسشنامه با قیمتهای خردهفروشی هلند در سال ۲۰۱۷ محاسبه شد. در این محاسبه از پایینترین قیمتهای معمول استفاده و هزینهٔ آمادهسازی غذا و دورریز نیز لحاظ شد. این ارقام، هزینههای برآوردی غذا بودند، نه ثبت مخارج واقعی خانوادهها. پژوهشگران با رگرسیون خطی چندمتغیره بررسی کردند که رژیم غذایی در ۸سالگی چه ارتباطی با پیامدهای قلبیـمتابولیک و متابولیتی در ۱۰سالگی دارد؛ در این تحلیل، عوامل مرتبط با کودک و مادر نیز در نظر گرفته شدند. ارتباط شاخصهای رژیم گیاهمحور با هزینهٔ رژیم غذایی و با یک امتیاز کلیِ رژیم سالم (DQS) نیز بررسی شد.
کیفیت رژیم غذایی، نشانگرهای قلبیـمتابولیک و هزینههای برآوردی
در مجموع، ۳۹۹۰ کودک بهطور متوسط بهمدت ۱٫۶ سال پیگیری شدند. کودکانی که امتیاز hPDIبالاتری داشتند، بیشتر احتمال داشت پیشینهٔ اروپایی داشته باشند، از خانوادههایی با وضعیت اجتماعیـاقتصادی بالاتر باشند، بیشتر ورزش کنند و زمان کمتری را پای صفحهنمایش بگذرانند. کودکانی که امتیاز uPDIبالاتری داشتند، بیشتر احتمال داشت از خانوادههایی با وضعیت اجتماعیـاقتصادی پایینتر باشند، کمتر ورزش کنند و زمان بیشتری را پای صفحهنمایش بگذرانند. بهطور کلی، وضعیت اجتماعیـاقتصادی کودکانی که در تحلیل اصلی وارد شدند از کودکانی که کنار گذاشته شدند بالاتر بود.
پس از تعدیل عوامل مخدوشکننده، امتیاز بالاتر hPDIبا فشارخون سیستولیک و دیاستولیک پایینتر ارتباط داشت. تفاوتهای مشاهدهشده در این کودکان که عموماً سالم بودند، کوچک بود. همهٔ شاخصهای رژیم گیاهمحور با کلسترول کل پایینتر ارتباط داشتند؛ همچنین امتیاز بالاتر PDIکلی با کلسترول غیرـ HDLپایینتر همراه بود.
امتیاز بالاتر hPDIبا کلسترول HDLپایینتر نیز ارتباط داشت، اما این مطالعه مشخص نکرد که این یافته از نظر سلامت قلبیعروقی چه معنایی دارد. بین شاخصهای رژیم گیاهمحور و سطح تریگلیسرید یا انسولین ارتباط معناداری مشاهده نشد؛ همچنین hPDIبا نسبت کلسترول کل به HDLارتباط نداشت.
تحلیل متابولیتها در نمونهٔ اکتشافیِ ۴۰۲ کودک، پس از اصلاح برای آزمونهای متعدد، ۱۴ متابولیت را شناسایی کرد که ارتباط معناداری با شاخصهای رژیم گیاهمحور داشتند. امتیاز بالاتر PDIکلی با سطح پایینتر اسیدهای آمینهٔ والین و لیزین ارتباط داشت؛ امتیاز بالاتر uPDIنیز با کاهش سطح ۹ فسفولیپید مشخص و ۳ آسیلکارنیتین زنجیرهکوتاه همراه بود. این نتایج، نمایههای متابولیکی متفاوتی را در ارتباط با شاخصهای رژیم غذایی نشان دادند، اما مسیر علّی را مشخص نکردند.
از میان این ۱۴ متابولیت، ۹ فسفولیپید با کلسترول کل، ۷ مورد با کلسترول HDLو ۵ مورد با کلسترول غیرـ HDLارتباط مثبت داشتند. برخی از مقادیر اندازه گیری شده برای فسفاتیدیلکولینِ دیآسیل (PC.aa) و فسفاتیدیلکولینِ آسیلآلکیل (PC.ae) با یکدیگر همبستگی داشتند؛ این موضوع نشان میداد که برخی یافتهها ممکن است بازتابدهندهٔ سیگنالهای همپوشان باشند.
بین اسیدهای آمینه یا آسیلکارنیتینهای زنجیرهکوتاه و پیامدهای کلسترول ارتباط معناداری مشاهده نشد. از آنجایی که متابولیتها و کلسترول در یک نوبت اندازهگیری شدند، این تحلیل نمیتوانست مشخص کند که آیا متابولیتها یافتههای مربوط به کلسترول را توضیح میدهند یا خیر.
امتیاز بالاتر uPDIبا هزینهٔ روزانهٔ برآوردیِ کمتر غذا ارتباط داشت، در حالی که امتیاز بالاتر DQSبا هزینهٔ بیشتر همراه بود. بین PDIکلی یا hPDIو هزینه، ارتباط معناداری مشاهده نشد. این یافته نشان میدهد که در مدل قیمتگذاری استانداردشدهٔ این مطالعه، رژیمهای گیاهمحور ناسالمتر معمولاً هزینهٔ کمتری داشتند.
در همهٔ الگوهای غذایی، گوشتهای فرآوریشده و قرمز، شیرینیها و دسرها، میوهها و سبزیجات بهطور پیوسته بیشترین سهم را در هزینهٔ کل رژیم غذایی داشتند. با افزایش hPDI، سهم بیشتری از هزینهٔ رژیم غذایی به غذاهای گیاهی سالم اختصاص مییافت و هزینهٔ صرفشده برای غذاهای حیوانی و غذاهای گیاهی ناسالم کمتر میشد. با بالاتررفتن امتیاز uPDI، سهم بیشتری از هزینههای برآوردی به غذاهای گیاهی ناسالم و سهم کمتری به غذاهای گیاهی سالم اختصاص مییافت؛ در همین حال، هزینههای مربوط به غذاهای حیوانی ثابت میماند.
تحلیلهای حساسیت عموماً جهت یافتههای اصلی را تأیید کردند، هرچند ملاحظاتی نیز وجود داشت. ارتباط uPDIبا کلسترول HDLبرحسب جنس متفاوت بود، اما این ارتباط نه در پسران و نه در دختران بهتنهایی معنادار نبود.
هیچیک از اجزای غذایی بهتنهایی عامل ارتباط میان شاخصهای رژیم گیاهمحور و سلامت قلبیـمتابولیک نبود. از ۶ تا ۱۰سالگی، سطح نسبی کلسترول کودکان ثبات بیشتری از اندازهگیریهای فشارخون داشت؛ در مقابل، سطح تریگلیسرید و انسولین ثبات کمتری داشت.
نتایج با استفاده از مقادیر مختلف اندازهٔ بدن مشابه بود؛ بهجز اینکه ارتباط hPDIبا فشارخون سیستولیک پس از تعدیل درصد چربی بدن در ۱۰سالگی ضعیفتر شد. ارتباط uPDIبا هزینهٔ کمتر رژیم غذایی در کودکانی که مادرانشان تحصیلات دانشگاهی داشتند، اندکی ضعیفتر بود. پس از درنظرگرفتن تورم و سال تقویمی نیز جهت ارتباطهای مربوط به هزینه مشابه باقی ماند.
در این مطالعه رژیم غذایی فقط یکبار اندازهگیری شد، نمونههای خون در حالت غیرناشتا گرفته شدند و زیرنمونهٔ متابولومیک نسبتاً کوچک بود. نویسندگان همچنین به احتمال باقیماندن عوامل مخدوشکننده و گرایش نمونه بهسوی خانوادههایی با وضعیت اجتماعیـاقتصادی بالاتر اشاره کردند. از آنجایی که قیمتها از یک پایگاه دادهٔ جداگانه گرفته شده بودند، برآورد هزینهها نمیتوانست مشخص کند خانوادههای شرکتکننده واقعاً چه مقدار هزینه کردهاند یا آیا رژیم غذایی برای آنها مقرونبهصرفه بوده است.
نتیجهگیری
این مطالعه نشان داد که امتیاز بالاتر رژیم گیاهمحور سالم با اندکی کاهش فشارخون و کلسترول کل ارتباط دارد، اما با هزینهٔ برآوردی رژیم غذایی ارتباط معناداری نداشت. امتیاز بالاتر رژیم گیاهمحور ناسالم با هزینهٔ برآوردی کمتر و نمایهٔ متابولیتی متفاوت همراه بود؛ اما از سوی دیگر، با کلسترول کل پایینتر نیز ارتباط داشت. بنابراین، تفسیر این الگو بهعنوان الگویی که از همه نظر نامطلوب است، ساده نیست.
این نتایج نمیتوانند اثر تغییر رژیم غذایی کودک را مشخص کنند یا پیامدهای سلامت درازمدت را پیشبینی کنند. برای ارزیابی اهمیت بالینی تفاوتهای مشاهدهشده، به پژوهشهایی با پیگیری طولانیتر نیاز است.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20260922/Children-who-ate-healthier-plant-foods-had-slightly-lower-blood-pressure-later.aspx
[1]«فلکسیتارین یا رژیم گیاهمحورِ انعطافپذیر» به خوردن غذاهای گیاهی در اکثر اوقات و خوردن گوشت، ماهی یا دیگر محصولات حیوانی در برخی اوقات اشاره دارد. این الگو مثل گیاهخواری یا وگانبودنِ کامل، حذف همیشگی غذاهای حیوانی را لازم نمیداند.